فصل سوم -  فاصله موسیقیایی ، گام و تعاریف دیگر

image
گام ماژور

گام: مي‌دانيم كه اگر از هريك از نت‌هاي هفتگانه آغاز كنيم و همة نت‌هاي پس از آن را به ترتيب و به‌طور متوالي اجرا نماييم، در نت هشتم به اكتاو بالايِ نتِ اول مي‌رسيم. به اين تواليِ مرتبِ نت‌ها “گام” مي‌گويند. هر گامي با نام نتِ آغازش شناخته مي‌شود. براي مثال در شكل زير “گامِ دو” را مشاهده مي‌كنيد:

گام دو

هر يك از نت‌هاي يك گام، يك درجه از آن گام محسوب مي‌شود: نتِ آغازِ گام درجة اول و ساير نت‌ها به ترتيب درجه‌هاي بعدي ِگام را تشكيل مي‌دهند. معمولاً درجه‌هاي گام را مانند شكل زير با اعداد رومي نمايش مي‌دهند:

 

درجه های گام

چون نت‌‌هاي اين گام به‌تدريج زيرتر مي‌شوند اين گام را “گام بالاروندة دو ” مي‌نامند. اما اگر بخواهيم يك “گام پايين روندة دو” تشكيل دهيم، ترتيب نت‌ها به سوي بم و به شكل زير خواهد بود:


گام پائین رونده

گام ماژور: اگر الگوي فاصله‌هاي ميان درجه‌هاي متوالي يك گام نظير الگوي زير باشد آن را “ گامِ ماژور ” يا “ گامِ بزرگ ” مي‌نامند:

نیم پرده   پرده    پرده    پرده   نیم پرده  پرده    پرده 

همان‌طور كه در شكل بالا ملاحظه مي‌كنيد در يك گامِ ماژور فاصلة ميان درجه‌هاي سوم و چهارم، و نيز هفتم و هشتم، نيم‌پرده، و ميان ساير درجه‌هاي متوالي يك‌پرده است. اما در ميان گامهايي كه تا كنون با آنها آشنا شده‌ايد تنها گامِ دو داراي چنين الگويي است. پس مي‌توانيم آن را گامِ دو ماژور بخوانيم، زيرا با نتِ دو آغاز مي‌شود و الگوي فاصله‌هاي آن نيز مطابق الگوي ماژور است.

اكنون فرض كنيد بخواهيم يك گام سل ماژور تشكيل دهيم. براي اين كار ابتدا يك گام سل تشكيل مي‌دهيم تا ببينيم كه الگوي فاصله‌هاي آن در حالت طبيعي چگونه است:

گام سل

تنها اختلاف اين گام با يك گام ماژور در ميان درجه‌هاي ششم و  هفتم ، و نيز هفتم و هشتم مي‌باشد كه در اين گام برعكسِ گامهاي ماژور به ترتيب نيم‌پرده و سپس پرده قرار گرفته است. براي رفع اين اختلاف و تبديل گام سل به يك گامِ ماژور لازم است نتِ فا را كه درجة هفتم در گام مورد نظر محسوب مي‌شود نيم‌پردة كروماتيك بالاتر ببريم، يعني به‌جاي صداي موسيقايي  فا، از نتِ فاديز  استفاده كنيم تا فاصلة آن با درجة هفتم (مي) به يك پرده افزايش يابد. به اين ترتيب فاصلة نت‌هاي درجة هفتم و هشتم نيز اصلاح شده است زيرا با اين تغيير ميان فاديز  و سل نيز فاصلة مطلوب به‌وجود آمده است:

گام سل ماژور

 پس در گام سل ماژور فقط يك نتِ تغييريافته وجود دارد (فاديز) و بقيه بدون تغيير يا “بكار” هستند

imageنام و نقش درجه‌هاي گام: هريك از درجه‌هاي گام ماژور همچون شخصيتهاي يك نمايش يا سِمَت‌هايِ گوناگونِ اداري مانند رئيس و معاون و ...  در ارتباط با ساير درجه‌هاي گامِ مورد نظر وظيفه و نقش مخصوصي دارد و با توجه به اين نقش نام ويژه‌اي نيز به هريك از آنها اطلاق مي‌شود.

    در شكل زير نام اين درجه‌ها در گامِ ماژور ( به فارسي و انگليسي) مشخص شده است:

Tonic          Supertonic    Mediant    Subdominant       Dominant   Submediant    LeadingTone   Octav

قبلاً گفتيم كه نت آغازِ گام كه به آن درجة اول يا نت پايه مي‌گوييم مهم‌ترين نت در ميان درجه‌هاي گام محسوب مي‌شود. پس از پايه، درجة پنجم يا نمايان همان‌گونه كه از نامش پيداست بر ساير درجه‌هاي گام برتري و تسلط دارد. براي پي‌بردن به علتِ اين امر و نيز براي آشنايي با نقش ساير درجه‌هاي گام لازم است با اصطلاحات و مباحث جديدي در موسيقي آشنا شويم.

imageتعیین دقیق فاصله:

عددِ فاصله

 براي به دست آوردن عدد فاصله تعداد نت‌هاي ميان دو نتِ مورد نظر را، با احتساب خودِ دو نت، مي‌شماريم. عدد به دست آمده “عدد فاصله” خوانده مي‌شود (عدد فاصله را به صورت ترتيبي مي‌خوانند مانند فاصلة سوم، يكم، پنجم، و ...). براي مثال عدد فاصلة دو نت سل و سي همان‌طور كه در شكل زير مشاهده مي‌كنيد “سوم” است:

 

imageمعكوسِ فاصله

 براي معكوس كردن يك فاصلة ساده نتِ بم‌ترِ فاصله را يك اكتاو بالا مي‌بريم به‌طوري كه از نتِ ديگر بگذرد. در شكل زير فاصلة سادة ششمِ “دو -  لا” با بالا بردن نتِ دو به اندازة يك اكتاو و عبور از نت دومِ فاصله، معكوس شده و فاصلة جديدي به دست آمده كه در واقع فاصلة “ لا  دو” و عددِ فاصلة آن “سوم” است.

اين كار را با پايين آوردن نتِ زيرترِ فاصله به اندازة يك اكتاو و عبور آن از نتِ ديگرِ فاصله نيز مي‌توان انجام داد و مطابق شكل زير و در هر صورت نتيجه يكي است. توجه داشته باشيد كه مجموع يك فاصله و معكوس آن يك اكتاو تشكيل مي‌دهد. در موسيقي به دو فاصله كه جمعاً يك اكتاو تشكيل دهند فاصلههاي مكمل مي‌گويند.

imageبنیه فاصله

عدد فاصله تنها نشان‌دهندة تعداد نت‌هاي موجود ميان دو نتِ تشكيل‌دهندة فاصله است و به‌طور دقيق اختلاف زير و بميِ آنها را نشان نمي‌دهد. براي مثال مطابق شكل زير هم عدد فاصلة نت‌هاي “رِ – فا” سوم است و هم عدد فاصلة نت‌هاي “رـ فاديز”. در حالي‌كه فاصلة نخست يك‌و‌نيم‌پرده‌اي، و فاصلة ديگر دو پرده‌اي است.

 

همچنين قبلاً گفتيم كه نشانه‌هاي تغييردهنده هيچ تأثيري در عدد فاصله ندارد يعني براي مثال همان‌طور كه در شكل زير ملاحظه مي‌كنيد عدد فاصلة نت‌هاي “رِ - فا” ، “رِ - فا ديز” ، “ رِ بمل - فا ديز” و ... همگي “سوم” است، در حالي كه تعداد پرده‌هاي موجود در آنها متفاوت است.

اكنون لازم است با استفاده از اصطلاحاتي جديد فاصلة دقيق ميان دو نت را دقيقاً تعيين نماييم به‌طوري كه هم تعداد نت‌هاي موجود (عدد فاصله) و هم تعداد پرده‌هاي آن فاصله را (بنية فاصله) معين سازد. براي اين منظور فاصله‌هاي ساده را (يكم تا هشتم) به دو گروه كلي تقسيم مي‌كنيم: 1- فاصله‌هاي سه بنيه‌اي، و 2- فاصله‌هاي چهار بنيه‌اي


فاصله های چهار بنیه ایimage

: فاصله‌هاي دوم، سوم، ششم، و هفتم در گروه فاصله‌هاي چهاربنيه‌اي قرار دارند. به اين فاصله‌ها چهاربنيه‌اي مي‌گويند چون هر يك از اين فاصله‌ ها ممكن است به چهار حالت يا بُنيه درآيد: كاسته، كوچك، بزرگ، افزوده. فاصله‌هاي چهاربنيه‌اي هرگاه مطابق با فاصلة نتِ پايه و درجة متناسب با آن در گام ماژور باشد “بزرگ” محسوب مي‌شوند. براي مثال چون در هر گام ماژوري فاصلة ميان نتِ پايه تا درجة سوم آن گام دو پرده است، هر فاصلة سومي كه ميان دو نتِ تشكيل‌دهندة آن دو پرده فاصله باشد فاصلة سومِ بزرگ خوانده مي‌شود. در شكل بعد ملاحظه مي‌كنيـد كـه اگـرچـه هـر دو فـاصـلة “رِ - فا” و “رِ - فا ديز” فاصلة سوم هستند ولي تنها فاصلة اخير سومِ بزرگ محسوب مي‌شود زيرا فاصله‌اي دو پرده‌اي است.
 

imageجدول بنیه

جدول زير بُنية فاصله‌هاي گوناگون و تعداد پرده‌‌‌هاي موجود در هريك را نشان مي‌دهد:

 

 بُنية فاصله در فاصله‌هاي تركيبي و معكوس فاصله:

 هنگامِ ساده كردن فاصله‌هاي تركيبي بُنية فاصله هيچ تغييري نمي‌كند. براي مثال فاصلة تركيبي دوازدهمِ “درست” پس از ساده شدن به فاصلة پنجمِ “درست” تبديل مي‌شود. يا فاصلة هفدهم “افزوده” پس از ساده شدن به فاصلة سوم “افزوده” تبديل مي‌شود. پس هنگامِ ساده كردن فاصله‌هاي تركيبي بنية فاصله ثابت مي‌ماند. اما بُنية فاصله هنگام معكوس كردن آنها ممكن است تغيير نمايد. در معكوس فاصله، فاصله‌هاي “درست” بدون تغيير باقي مي‌مانند و ساير بنيه‌ها وارونه مي‌گردند. شكل زير چگونگي تبديل بنيه‌ها را هنگام معكوس نمودن آنها نشان مي‌دهد:

 درست_____________ درست

 بزرگ ______________كوچك

 كاسته _____________افزوده
 

image دانگ‌هاي گامِ ماژور: هر گامِ ماژور از دو دانگ تشكيل شده است. در شكل زير دانگ‌هاي گامِ دو ماژور براي نمونه بررسي شده‌اند:

 

 با بررسي شكل فوق نتايج زير به دست مي‌آيد: - ميان دو دانگِ تشكيل‌دهندة گامِ ماژور يك پرده فاصله وجود دارد. از اين‌رو آنها را دانگ‌هاي منفصل مي‌نامند. - هر دو دانگ داراي فاصله‌هاي مشابه ميانِ درجه‌هاي متواليِ دانگ هستند و الگوي فاصله‌هاي ميانِ درجه‌هاي هر دانگ به شكل زير است:
 

 الگوي فاصله‌هاي ميان درجه‌هاي متوالي دانگِ فوق به صورتِ “ دومِ بزرگِ، دومِ بزرگ، دومِ كوچك ” مي‌باشد. به عبارت ديگر در دانگِ فوق فاصلة ميان درجه‌هاي I و II و نيز II و III دومِ بزرگ، و فاصلة ميان درجة III و IV دومِ كوچك است. از اين پس در اين فصل چنين دانگي را دانگِ ماژور مي‌ناميم .همچنين الگوي فاصله‌ها در اين دانگ از نظر فاصلة درجة اول تا درجه‌هاي ديگر نيز به اين صورت است: “ دومِ بزرگ، سومِ بزرگ، چهارمِ درست ”.

 

 - تفاوتِ ميان دانگِ اول و دوم در گامِ ماژور (اگرچه در شكل ديده نمي‌شود)، در محلِ نت‌هاي ايستِ هريك مي‌باشد: نتِ ايست در دانگِ اول درجة اول، و در دانگِ دوم درجة چهارمِ دانگ است. براي درك بهتر اين موضوع تصور كنيد كه يك گوي را مانند شكل زير در نقطه‌اي از هر يك از دو دانگ رها كنيم. در دانگِ اولِ گامِ ماژور كه درجة اول نُتِ ايست است، گوي تمايل به حركت به‌سوي درجة اول دارد:

 

  اما در دانگِ دوم كه درجة چهارم نُتِ ايست است تمايلِ گوي بيشتر در حركت به‌سوي درجة چهارمِ دانگ است (توجه داشته باشيد كه درجه‌هاي اول تا چهارمِ دانگِ دوم در واقع همان درجه‌هاي پنجم تا هشتمِ گامِ ماژور هستند):
 

 همان‌طور كه در شكل زير مشاهده مي‌كنيد بسته به اين كه گوي به‌كدام‌يك از دو نتِ ايست نزديكتر باشد گرايشش به‌سويِ يكي از آن دو بيشتر مي‌شود .
 

image روش يافتن تونيكِ گامِ ماژور از روي تواليِ ديزها:

 براي پيدا كردن تونيكِ گامِ ماژور در گامهاي ديزدار، آخرين ديز را نيم‌پردة دياتونيك بالا مي‌بريم، نتِ به دست آمده تونيكِ گامِ ماژور است. براي نمونه فرض كنيد كه در نشانه‌هاي تركيبي سه ديز داشته باشيم. در اين صورت طبق قانون توالي ديزها آخرين ديز، سل ديز است. اكنون اگر از سل‌ديز نيم‌پردة دياتونيك بالا رويم نتِ لا به دست مي‌آيد. پس گامِ مورد نظر لا ماژور است.

 imageتوالي بمل‌ها:

 نخستين بمل، سي‌بمل است و بمل‌هاي بعدي به فاصلة چهارمِ درست حركت مي‌كنند، يعني هر بمل فاصلة چهارمِ بملِ قبلي است. در شكل زير توالي بمل‌ها را ملاحظه مي‌كنيد (آنها را حفظ كنيد): سي‌ بمل، مي‌ بمل، لا بمل، رِ بمل، سل‌ بمل، دو بمل، فا بمل

 

 اگر تواليِ ديزها و بمل‌ها را با هم مقايسه كنيم مي‌بينيم كه ديزها به فاصلة پنجم و بمل‌ها به فاصلة چهارم حركت مي‌كنند. به‌علاوه حركت بمل‌ها عكسِ ديزهاست: در توالي ديزها، سي آخرين ديز، و در توالي بمل‌ها، سي اولين بمل است و...

 روش يافتن تونيكِ گامِ ماژور از روي تواليِ بمل‌هاimage

 براي پيدا كردن تونيكِ گامِ ماژور بايد بدانيم كه بجز گامِ فا ماژور كه فقط يك بمل دارد (سي‌بمل)، تونيكِ ساير گامهاي بمل‌دار، خود يك نتِ بمل شده است. روش يافتن تونيك گامهاي ماژورِ بمل‌دار بسيار ساده است: در تواليِ بمل‌ها ، بِمُلِ ماقبلِ آخر تونيكِ گام مورد نظر است. براي مثال فرض كنيد گامي سه بمل داشته باشد، در اين صورت آنها عبارتند از: سي‌بمل، مي‌بمل، و لا بمل. در اين ميان بملِ ماقبلِ آخر، مي‌بمل است. بنابراين گامِ مورد نظر مي‌بمل ماژور نام دارد. البته به خاطر بسپاريد كه اگر گامي فقط يك نتِ بمل‌شده داشته باشد، آن نت سي بمل و آن گام فا ماژور است

یافتن تونيكِ گامِ مينور از روي نشانه‌هاي تركيبيimage

گفتيم كه تونيكِ هر گامِ مينورِ نسبي درجة ششم يك گامِ ماژور است. همچنين مي‌دانيم كه فاصلة درجة اول تا ششم در گامهاي ماژور، ششمِ بزرگ است، بنابراين كافي است كه از تونيكِ گامِ ماژور يك فاصلة ششمِ بزرگ بالا رويم تا تونيك گامِ مينور به دست آيد (البته براي سهولت مي‌توان به جاي “ششمِ بزرگِ” به‌سويِ بالا، از معكوسِ آن يعني “سومِ كوچك” به‌سويِ پايين حركت نمود تا تونيكِ گامِ مينور به دست آيد). براي نمونه فرض كنيد كه نشانة تركيبيِ قطعه‌اي شامل 2 نشانة ديز (فا ديز و دو ديز) باشد، اگر مُدِ قطعة مورد نظر ماژور باشد تونيكِ آن رِ مي‌باشد، يعني در رِ ماژور است. اما اگر اين قطعه در مُد مينور باشد تونيكِ آن سي است، يعني قطعة مورد نظر در سي مينور ساخته شده است (چرا؟

سازهاي انتقاليimage

برخي از سازهاي موسيقي اصطلاحاً انتقالي هستند، به اين مفهوم كه صداي ايجاد شده توسط آنها با نت نوشته شده كه نوازنده از روي آن اجرا مي‌كند متفاوت است. براي مثال در “كلارينتِ سي‌بمل” اگر نت نوشته شده دو باشد و نوازنده آن را اجرا نمايد صداي واقعي اجرا شده يك پرده بم‌تر يعني “سي‌بمل” خواهد بود. به اين ترتيب اگر ملودي نوشته شده در دو ماژور باشد، صدايي كه در عمل توسط ساز اجرا شده و شنيده مي‌شود يك پرده بم‌تر يعني در سي‌بمل ماژور است. به همين ترتيب اگر بخواهيم قطعه‌اي در دو ماژور داشته باشيم و بخواهيم صداي ايجاد شده نيز واقعاً در توناليتة دو ماژور باشد، بايد آن قطعه را به “رِ ماژور” انتقال دهيم تا زماني كه نوازندة كلارينتِ سي‌بمُل آن را اجرا مي‌كند يك پرده بم‌تر صدا دهد و توناليتة دو ماژور ايجاد شود. برخي از سازهاي انتقالي اركستر سمفونيك عبارتند از: كلارينت، كُرآنگله (اُبواي آلتو)، هورن، ترومپت، و ساكسوفون

كليدهاي ديگر چون پهنة صوتي سازها و صداهاي انساني متفاوت است براي جلوگيري از به‌كارگيري خطهاي تكميلي و در نتيجه دشواري نت‌خواني، در موارد لزوم از كليدهاي ديگري بجز كليد سل استفاده مي‌شود. در اين قسمت با دو كليد مرسوم درموسيقي آشنا مي‌شويم. كليد فا ( كليد باس): اين كليد را كليدِ “فا”يِ خط چهارم ، و يا كليدِ باس مي‌نامند و نشان‌دهندة آن است كه نتِ روي خط چهارمِ حامل “فا” است

 اما نكته‌اي كه بايد به آن توجه داشت اين است كه ارتفاع اين نتِ “فا” برابر با ارتفاع كدام “فا” در حاملِ سل است؟ در شكل زير نتِ “فا”ي معادل آن را در حاملِ سل مشاهده مي‌كنيد

 

 اكنون نت‌هاي روي حامل فا را با استفاده از چند خط تكميلي در بالا و پايين حامل نمايش مي‌دهيم

 

 حامل مضاعفimage

 چون ساز پيانو داري پهنة صوتي گسترده‌ است (حدود 7 اكتاو)، هيچ‌يك از حامل‌هاي سل يا فا به تنهايي براي نمايش قطعات موسيقي براي پيانو كافي نيست. از همين‌رو براي نت‌نويسي پيانو و سازهاي شستي‌دار نظير آن مانند اُرگ و هارپسيكورد، از حاملِ دوگانه‌اي استفاده مي‌كنند كه براي حامل بالايي كليد سل (براي نت‌هايي كه با دست راست اجرا مي‌شود) و براي حامل پاييني كليد فا (‌براي نت‌هايي كه با دست چپ اجرا مي‌شود) در نظر گرفته شده است

 

 اين حامل را “حامل بزرگ” و “حامل عمومي” هم مي‌گويند. به‌علاوه از اين حامل در آموزش و تحقيقات تئوريك موسيقي و بويژه آموزش هارموني استفاده مي‌شود. در شكل زير نت‌هاي روي حاملِ مضاعف را ملاحظه مي‌كنيد

 

 توجه داشته باشيد كه يك خط حامل نامرئي كه در واقع همان خط تكميلي پايين حاملِ سل مي‌باشد و محل قرار گرفتن “دو”ي وسط است، خط رابطِ دو حامل است

.

 چون هم نتِ روي اين خط “دو”ي وسط است و هم نت روي اولين خطِ تكميلي بالاي حاملِ فا، بنابراين نتي كه روي اين خطِ رابط قرار مي‌گيرد در هر دو كليد يكسان است

 

 كليد كوبشي‌ها

برخي از سازهاي موسيقي مانند انواع طبل‌ها وظيفة اجراي ريتم را بر عهده دارند و صداهايي كه توليد مي‌كنند فاقد ارتفاع معين است. براي نت‌نگاري اين‌گونه سازها از كليد ويژه‌اي استفاده مي‌شود كه در شكل زير نمايش داده شده است

 

 بر خلاف كليدهاي ديگر كه هريك به شكل يكي از حروف الفباي لاتين است و در نتيجه اشاره به نت معيني دارد، در شكل فوق ملاحظه مي‌كنيد كه نشانه‌اي كه به‌عنوان “كليدِ‌ كوبشي‌ها” به‌كار رفته طوري طراحي شده كه كاملاً خنثي بوده و هيچ حرف يا خط معيني را تداعي نمي‌كند زيرا شكل‌هاي موجود در اين حامل تنها ويژگي ديرند نت‌ها را نمايش‌ مي‌دهند. به همين دليل نيز اين حامل را كليدِ خنثي ( Neutral Clef ) نيز مي‌نامند. در ضمن چون اين كليد به‌طور كلي براي نت‌نگاري ريتم در موسيقي به‌كار مي‌رود به آن كليدِ ريتم ( Rhythm Clef ) هم مي‌گويند. گاهي در صورت لزوم مي‌توان مانند شكل زير اين كليد را تنها با يكي از پنج خط حامل مورد استفاده قرار داد
 

 در موسيقي ايراني مي‌توان از اين كليد براي نت‌نگاريِ سازِ تمبك استفاده كرد. البته براي نت‌نگاري اين ساز دو سبكِ كلي نزدِ نوازندگان و مربيان اين ساز رايج است كه در اين‌جا به آنها اشاره مي‌شود. روش اول: در اين روش از حاملِ يك خطي استفاده مي‌شود و براي تعيين ناحيه‌هاي مختلف ساز از نشانه‌هاي ويژه‌اي در بالاي شكلِ نت‌ها استفاده مي‌شود (به نمونه‌اي از نت‌نگاري با اين روش در صفحة بعد توجه كنيد). روش دوم: در اين روش از حاملِ سه خطي استفاده مي‌شود . طبيعي است كه هر خط نمايندة يك “صداي موسيقايي” با ارتفاع معين نيست بلكه اشاره به يك “ناحية” معين بر روي تمبك دارد. در شكل زير يك جملة ريتميك ( برگرفته از يكي از اجراهاي ناصر فرهنگ‌فر) با استفاده از هر دو روشِ پيش‌گفته نت‌نگاري شده است:

 

 پهنة صوتي صداي انسان

در موسيقيِ موسوم به كلاسيكِ غرب صداهاي خوانندگان را از نظر پهنة صوتي به شش گروه تقسيم مي‌كنند كه به ترتيب از بم به زير از اين قرارند:

 صداي مردان

باس
  باريتون
 تِنور
 

صداي زنان
آلتو
 متسو سُپرانو
 سُپرانو

در شكل زير پهنة صوتي بخشهاي صدايي فوق را ملاحظه مي‌كنيد. توجه كنيد كه پهنة صوتي ارائه شده براي همة بخشهاي فوق نسبي بوده و يك فاصلة سيزدهم را تشكيل مي‌دهد (كمتر از دو اكتاو)، در حالي‌كه بخصوص تكخوانان از پهنة صوتي بيشتري برخوردارند. پهنه‌هاي صوتي ارائه شده مربوط به اعضاي گروه همسرايان بوده و شامل نت‌هايي است كه خوانندگان به راحتي از عهدة اجراي آن برمي‌آيند

همان‌طور كه ملاحظه مي‌كنيد پهنة صوتي هر بخش با بخشهاي ديگر چند نت‌ِ مشترك دارد و تفاوت اصلي بخشهاي صوتي در توانايي اجراي بم‌ترين يا زيرترين محدودة صوتي است. بد نيست در اين‌جا اشاره‌اي به پهنة صوتي خوانندگان ايراني نيز بنماييم. در شكل زير پهنة صوتي تقريبي سه تن از استادان بزرگ آواز موسيقي ايراني را ملاحظه مي‌كنيد:

 

 گام‌هاي ديگر

 گام‌هاي ماژور و مينور كه با آنها آشنا شديم تنها دو نوع از انواع گام‌هايي است كه اكنون در انواع موسيقي در جهان به‌كار مي‌رود. اصولاً گامهاي موسيقي نتيجة تجربة هزاران سال بشر است. انسان به‌تدريج دريافته است كه فاصلة اكتاو را، شامل 6 پرده، با چه تعداد نت و كدام الگوي فاصله‌هاي ميان آنها تقسيم نمايد تا با توجه به فرهنگ و عادت گوش وي خوشايند باشد. براي مثال ملل خاور دور، از جمله ژاپن و چين، فاصلة يك اكتاو را برخلاف ما ايراني‌ها و مردم غرب به‌جاي هفت فاصله، به پنج فاصله يا درجه تقسيم‌بندي مي‌كنند. و يا ما ايراني‌ها همچنان فاصلة كمتر از يك‌پرده و بزرگتر از نيم‌پرده (به اصطلاح “سه‌ربع پرده”) را حفظ نموده و در موسيقي رسمي خود آن را به‌كار مي‌بريم. در زير به شماري از اين گام‌ها، و براي يادآوري و مقايسه مجدداً به گام‌هاي ماژور و مينور، كه برخي متعلق به مناطق خاص و يا موسيقي خاصي است اشاره مي‌كنيم. اكنون اگر سازي در اختيار داريد مي‌توانيد گام‌هاي زير را آزمايش كنيد. براي سهولت در مقايسة گام‌ها همة آنها از نت دو آغاز گشته‌اند. همچنين مي‌توانيد خودتان تلاش كنيد تا گامي ابداع نماييد و آهنگي در آن گام بسازيد، بعيد به نظر مي‌رسد كه گام جديد و خوشايندي بتوانيد ابداع نماييد كه قبلاً مورد استفاده قرار نگرفته باشد! در بارة موسيقي ايراني و نحوة استفاده از الگوي فواصل در رديف موسيقي ايراني در فصل پنجم به‌طور مفصل توضيح داده خواهد شد.

 

 گام‌هاي كليسايي:

 اگرچه بحث گام‌هاي كليسايي نيازمند توضيحات مفصلي است، ولي در اين‌جا فقط به منظور آشنايي مختصر اشاره‌اي به اين گامها مي‌شود. اين گام‌ها در اصل از مدهاي يونان باستان اقتباس شده‌ و در حدود يك هزاره از تاريخ موسيقي غرب (حدود 450 تا 1450 ميلادي) اساس آهنگسازي اروپاييان و بخصوص موسيقي مذهبيِ كليساي رومن – كاتوليك بوده است. اگر هر بار يكي ازنت‌هاي گام دو ماژور (يعني هريك از شستي‌هاي سفيد پيانو) را نت آغازِ يك گام قرار دهيم، مدي كه هربار به دست مي‌آيد مربوط به يكي از گام‌هاي كليسايي است. در صفحة بعد اين گام‌ها را به همراه نام آنها ملاحظه مي‌كنيد:

يونين (Ionian): همان گامِ ماژورِ امروزي است كه در موسيقي غرب از موسيقي موسوم به كلاسيك تا hip-hop مورد استفاده قرار مي‌گيرد:

دورين (Dorian):

 اين مُد تا حدودي صداي مُدِ مينور را مي‌دهد (به دليل فاصلة سومِ كوچكِ درجة سوم تا تونيك). اين مُد در انواعِ موسيقيِ راك، جاز، بلوز و فيوژن (fusion ) مورد استفاده قرار مي گيرد:

فريژين (Phrygian):

اين مُد مورد علاقة اسپانيايي‌هاست و در موسيقيِ فلامِنكو مورد استفاده قرار مي‌گيرد . سَبْك‌هاي فيوژن و متالِ سرعتي (speed metall) نيز از آن استفاده مي‌كنند. اگر مقام اصلي شور را همچون “گام” فرض كنيم و بخواهيم آن را به صورت تعديل شده و بر روي پيانو اجرا كنيم همان مُد فريژين بدست مي‌آيد. ترانة معروف “امشب در سر شوري دارم” در همين مُد ساخته شده است.

 ليدين (Lydian):

 در انواعِ موسيقي جاز، فيوژن، راك و موسيقي محلي آمريكايي مي‌توان اين مد را شنيد:

 

 ميكسو ليدين (Mixolydian):

 اين مُد نيز در موسيقي راك، بلوز، محلي آمريكايي و راك اَبيلي (Rock abilly) مورد استفاده قرار گرفته است:

 ائولين (Eolian):

 همان مُدِ مينورِ طبيعي است كه در انواع موسيقي مي‌توان آن را يافت: پاپ ، محلي آمريكايي، راك، بلوز، هِوي مِتال، كلاسيك و …:

 لوكِريَن (Locerian):

اين مُد به‌ندرت مورد استفاده قرار مي‌گرفته است. الگوي فواصل ميان درجه‌هاي گام طوري است كه به گوش غربي‌ها بسيار عجيب صدا مي‌دهد. در موسيقي راك و جاز مي‌توان گاهي نمونه‌هايي از آن را يافت.

 توجه داشته باشيد كه هريك از اين گام‌ها را با حفظ الگوي فاصله‌هاي ميان درجه های گام (مد) مي‌توان از هر نتي آغاز نمود. تمرين بعدي را انجام دهيد تا با اين گام‌ها ببيشتر آشنا شويد.

فصل ادامه دارد......